تبلیغات
تاریخ و تمدن - مطالب اسفند 1394

تاریخ : چهارشنبه 26 اسفند 1394 | نویسنده : افشین
ازدواج با محارم در دین زرتشت  از دروغ تا واقعیت !!

بدیهی است آیین پاکی مانند زرتشت که درجه حقیقت شناسی و حکمت و معرفت را به انتها رسانده و تمام اوامر و تاکیداتش بر تنظیم و ترتیب امور عالم و صحت جسم و سلامت روح و حفظ درجات انسانیت با نیکویی تمام بوده هرگز کاری شنیع را تجویز ننموده است.


Image result for ‫ازدواج در آیین زرتشت‬‎

یکی از مسایل مهم عالم ، عمل مقدس ازدواج است. در ایران باستان مرسوم بوده زمانی که پدر یک دختر فرزند پسری نداشته که نام خانوادگی او را زنده نگاه دارد با دختر و داماد خود قراری میگذاشته که نام خانوادگیش را بر روی اولین فرزند پسر دخترش بگذارد و در مقابل پدر دختر تمام مخارج نگهداری آن پسر را می پرداخته.تازی ها (عربها) که از این مسئله آگاهی نداشتند در ابتدای ورود به ایران گمان کردند که آن پدر با دختر خودش ازدواج کرده است.

در اعتقادات زرتشتی ازدواج باید هر چه بیشتر از نظر نسبت خونی دور باشد و هر چه دور تر باشد درست تر است ولی نه از خون قومی دیگر یعنی ایرانی با ایرانی و آن هم از اهل مذهب خود و ازدواج با نسبت خونی نزدیک هم ممنوع است.حتی دایه ای که شیر به کودکی از آن خانواده داده باشد ازدواج فرزندان آن دایه و یا کس دیگری که از آن دایه شیر خورده باشد با آن کودک  که از آن دایه شیر خورده ممنوع است. این عقیده زرتشتیان بوده و هست و عادات و رسوم هر عصر بین زرتشتیان گواه صادق این آیین  است.

Image result for ‫ازدواج در آیین زرتشت‬‎

اما  تعدادی نادان تر از آن تازی ها امروزه می گویند که زرتشتیان با مادر و خواهر و دختر خود ازدواج میکنند و شاهد قول خود را داستانهایی مانند داستان هما و بهمن در شاهنامه قرار می دهند و میگویند که چون در شاهنامه نوشته که بهمن دختر خود هما را به عقد خود در آورد پس این عقیده زرتشتیان است…باید گفت که ابتدا اگر هم این موضوع را صحیح بدانیم آیا عقلاً و  انصافاً می توان جزء را دلیل کل قرار داد  یا کل را دلیل جزء و غیر از سند شاهنامه چه سند دیگری است که این نسبت را به بهمن بدهد و چنان که گفتیم فرضاً بهمن چنان عمل زشتی را انجام داده این دلیل دستور مذهب و عادت کل نمی شود. چه مدرکی از اوستا برای این مطلب دارند؟ آنها تا امروز حتی یک جمله هم از اوستا برای این ادعا نیاورده اند و فقط به ذکر داستان هایی اکتفا و بسنده میکنند ، اگر این گونه است که چه بسیار بودند حاکمان مسیحی و یهودی و مسلمان که کار های بسیار زشتی را انجام داده اند و ظلم های فراوانی کرده اند …آیا این درست است که ما عمل آن ها را به پای دینشان بنویسیم؟ و یا گفته های یک روحانی حکومتی را از دینشان بدانیم؟ آیا نباید دلیل هر عملی را در ادیان مختلف از کتاب آسمانی آنها آورد ویا باید با ذکر داستان و افسانه دیگران را متهم کرد گرچه در کتاب مقدس خودشان ( یهودیان ) نوشته که ساره همسر ابراهیم ،خواهرش  بوده (کتاب مقدس – باب  پیدایش – ۲۰ – ۱ تا ۱۲ ). تا امروز این انسانهای نادان حتی یک کلمه هم در این باره از اوستا نیاورده اند. فقط برخی از آنها یک جمله را از یسنه بیان میکنند که به این شرح است: من دین مزداپرستی را باور دارم که جنگ را بر می اندازد و رزم افزار را به کنار گذارد و (خویشاوند پیوندی) را فرمان دهد(هات۱۲بند ۹) … درباره این عبارت خویشاوند پیوندی هم باید گفت که این عبارت ترجمه ای اشتباه از کلمه (خوات ودتام) است ترجمه صحیح این کلمه به این شرح است: خوات به معنی خود – و دتام هم به معنی گذشتگی است و روی هم رفته به معنی ازخودگذشتگی می شود نه خویشاوند پیوندی حتی اگر هم آن ترجمه ای که خودشان بیان میکنند را بپذیریم باز هم این بند درباره صلح سخن میگوید و خویشاوند پیوندی هم در این بند به معنی برقرای دوستی میان خویشاوندان می شود و این بند سخن از خویشاوندان میکند نه محارم و منظور از خویشاوند پیوندی در این بند دوستی با خویشاوندان است نه ازدواج…آیا می توان در جمله ای که از صلح و دوستی سخن میگوید یکباره از ازدواج حرف زد؟و اما طلاق هم در دین زرتشت تجویز نشده است و در شرایطی خاص امکان دارد مانند زمانی که زن یا شوهر بدکار گردد و زن یا مرد از دین خارج شود و دین دیگری را انتخاب کند. که در صورت بد کاره بودن باید این مطلب را ثابت کرد.پس در کل نتیجه می گیریم که این اعراب تازی بدون اینکه دلیل کاری را بدانند به ایرانیان تهمت ازدواج با محارم زدند که این مطلب دروغ وتهمتی بیش نیست و به هیچ وجه چنین چیزی در تاریخ ایران باستان وجود نداشته و ندارد.

منبع : http://tamadonema.ir








تاریخ : دوشنبه 17 اسفند 1394 | نویسنده : افشین
مردم ایران چه نژادهایی دارند؟

پیش از ورود و استقرار آریایی ها،‌ نژادهای بومی در ایران زندگی می كردند. از جمله این نژادها می توان به نژادهای مدیترانه ای، ‌استرالیایی،‌ نگرویی و حامی اشاره كرد. اقوام عیلامی،‌ كاسی،‌ لولویی،‌ كادوسی و تپوری از اقوام مربوط به این نژادها بودند. ورود اقوام بیگانه مانند اقوام هند و اروپایی،‌ سامی،‌ عبری،‌ تورانی،‌ گرجی و چركسی موجب افزایش تعداد نژادها در ایران شد.

ایران,نژادهای ایرانیان,نژاد مردم ایران


در حال حاضر علاوه بر اقوامی كه به زبان فارسی صحبت می كنند، گروه های نژادی دیگری هم از نظر زبانی وجود دارند که به شش دسته تقسیم می شوند:

1- تركمنان:

 این مردمان بیشتر در شمال استان خراسان و شرق استان مازندران زندگی می كنند و از نظر شكل ظاهری شبیه به مردم چین و مغولستان هستند و در واقع از بقایای مهاجمانی كه پیش از این به ایران حمله كرده اند،‌ هستند. تركمنان علاوه بر اقامتگاه های دایمی دارای خیمه هایی هستند كه هنگام كوچ برپا می كنند. طوایف مهم تركمن شامل كوكلان و یموت (شامل تیره های جعفربای و اتابای) می شوند.

 

2- ترك زبانان:
 این مردمان در بیشتر نقاط ایران پراكنده اند و بیشتر در منطقه آذربایجان زندگی می كنند. ترك زبانان از شاخه های اصیل آریایی هستند كه در طول تاریخ بر اثر آمیزش با تركان عثمانی و تیره های گرجی و قفقازی تغییرات زیادی در زبان آنها ایجاد شده است.


تعداد زیادی ایلات ترك زبان وجود دارد كه عبارتند از:

قشقایی،‌ ایل سون (شاهسون)،‌ ارسبارانی و خلخالی. برخی قشقایی ها را از طوایف مغول و برخی از طوایف قدیمی آسیای صغیر (خلج) می دانند. اجداد قشقایی ها در ابتدا در قفقاز زندگی می كرده اند.

تیره های مهم قشقایی عبارت از: كشكولی،‌ دره شولی و شش بلوكی هستند. قشقایی ها در فارس سكونت دارند. ایلات خمسه كه در این ناحیه زندگی می كنند اینانلو،‌ بهارلو و نفر هستند. ایلات ایل سون (شاهسون) و ارسبارانی و خلخالی ترك زبانان آذربایجان شرقی هستند.

 

3-كردها :
 نژاد كرد كه تعداد آنها حدود پنج میلیون نفر تخمین زده می شود در ایران،‌ عراق، تركیه و قفقاز زندگی می كنند. در ایران بزرگ ترین مركز تمركز كردها ناحیه اردلان است كه شامل آذربایجان غربی و كردستان است. اكثر آنها پیرو مذهب تسنن هستند و زبانشان شاخه ای از زبان فارسی است كه از تیره هند و اروپایی منشعب می شود. طوایف كرد عبارتند از: مكری،‌ گوران،‌ كلهر،‌ سنجابی،‌ قبادی، زعفرانلو و شادلو.


4-لرها :
لرها در غرب رشته كوه های زاگرس و جنوب كردستان زندگی می كنند و بیشتر پیرو مذهب تشیع هستند. طوایف مهم لر عبارتند از: سگوند،‌ ممسنی،‌ لك، عشایر كهكیلویه و بویراحمد و بختیاری ها.
بختیاری ها ایلات كوچ كننده ای هستند كه از نظر تعداد افراد كوچ کننده در ایران مقام اول را دارا هستند. بختیاری ها به دو ایل بزرگ هفت لنگ و چهارلنگ تقسیم می شوند. همچنین به چند تیره مانند دوركی، باباوی، راكی،‌ بختیاری وند، دنیاران، بانكی و ... تقسیم می شوند. نژاد آنها مخلوطی از لری و تركی است.


Image result for ‫نژادهای ایرانی‬‎
 

5-عرب زبانان:
در خوزستان و سواحل و جزایر خلیج فارس ساكنند. اینان بر اثر مجاورت با كشورهای همسایه عرب زبان، پیوندهای نژادی و زبانی با آنان دارند. از ایلات عرب می توان به بنی طرف، بنی كعب، آل خمیس،‌ آل حمیر،‌ آل كثیر، صابیان،‌ بنی صالح و بنی تمیم اشاره كرد.


6- بلوچ ها:
 اگرچه بیشتر بلوچ ها در بلوچستان ساكن هستند،‌ اما تعدادی از آنها نیز در سیستان، كرمان و كشور پاكستان زندگی می كنند. بلوچ ها به شیوه های مختلف امرار معاش می كنند. طوایف مهم بلوچ عبارتند از: یاراحمدزایی، میرعبدی، نارویی، ریگی، مارانی و مرادانی. آنان از اعقاب بلوچ های باستانی براهویی هستند كه بر اثر تهاجم آریایی ها، به جنوب شرقی ایران رانده شدند.

منبع :  beytoote.com
 

 


تاریخ : پنجشنبه 13 اسفند 1394 | نویسنده : افشین
نژاد و تمدن ساکنان ایران قبل از ورود آریایی ها

ساکنان ایران قبل از ورود آریایی ها,ایران باستان,دین ساکنان ایران قبل از ورود آریایی ها

ساکنان اولیه میان رودان ( بین النهرین ) معتقد بودند که حیات، آفریده یک رب النوع است


مطالعاتی که بر روی استخوان های ساکنان قدیمی ایران انجام شده، نژادهای کاملاً همانند و یکسانی را نشان نمی دهد. از یک سو ظاهراً پیش از ورود آریایی ها دو نژاد از انسانهای صورت مستطیلی (انسانی که طول جمجمه اش تقریباً یک چهارم از عرضش بیشتر است) در ایران زندگی می کرده اند. آنها دو شاخه از نژادی به نام مدیترانه ای (بحرالرومی) بوده اند. از سوی دیگر نیز می توان به عیلامی ها اشاره کرد که پوست سیاهی داشتند و احتمال دارد که از دره سند به ایران آمده باشند

 

نژاد مدیترانه ای در عهد ماقبل تاریخ در سراسر آسیای غربی و از دریای مدیترانه تا ترکستان روسیه و دره سند پراکنده بودند. این دو شاخه مدیترانه ای به نام آسیانی مشهورند. آسیانی به معنی نژادی از بشر است که نه به دسته سامی ها تعلق داشته و نه به دسته هندواروپایی ها ( این اصطلاح در واقع جنبه منفی دارد). برخی از دانشمندان این نژاد را قفقازی یا خزری و یا یافثی هم نامیده اند. این دو شاخه به زبان مشترکی سخن می گفتند


اقوام آسیای غربی از نظر داشتن منشأ آسیانی با هم مشترکند. این نژاد در آسیای غربی فرهنگ و هنری را به وجود آورد که متعلق به این منطقه دانسته می شود و در ایران تمدن آنها با ظروف سفالین منقوش شناخته می شود. تا همین اواخر نژاد عیلامی ها یعنی مهم ترین سکنه ایران پیش از ورود آریایی ها هم جزو نژاد آسیانی در نظر گرفته می شد ولی در حال حاضر این نظریه مطرح است که نژاد عیلامی نزدیک به نژاد سومری و یا دراویدیان (در پاکستان کنونی) بوده است. به این ترتیب براساس یک نظریه عیلامی ها در حدود 3500 سال پیش از میلاد مسیح از ناحیه جنوبی دره سند و از راه دریا به سرزمین عیلام آمده اند


عیلامی ها پوست سیاهی داشتند که شبیه به دراویدیان بوده است. سبک کوزه های آنها هم شبیه آنهایی است که در دوره ای در شمال هندوستان وجود داشت. برخی از دانشمندان عقیده دارند زبان آنها که انزانی نام دارد با زبان دراویدیان هم ریشه بوده است. ولی برخی دیگر عقیده دارند زبان آنها با سومریان و دراویدیان فرق داشته. براساس یک نظریه زبان انزانی با زبان های اورال و آلتایی نزدیک بوده است. این زبان شاخه ای از زبان های نژاد زرد، مانند مغول ها و تاتارها است


 تاریخ ایران باستان,ایران باستان,دین ساکنان ایران قبل از ورود آریایی ها
پیکره ای از یک رب النوع، مربوط به 3300 تا 2900 سال قبل از میلاد مسیح مربوط به ایران یا میان رودان (بین النهرین)


دین قدیمی ترین ساکنان ایران
اطلاعات زیادی درباره دین قدیمی ترین ساکنان ایران وجود ندارد. اما از آن جا که ریشه نژادی ساکنان اولیه بین النهرین با ساکنان فلات ایران یکی بوده براساس دین ساکنان اولیه بین النهرین درباره دین ساکنان قدیمی ایران نیز قضاوت می شود. ساکنان اولیه بین النهرین معتقد بودند که حیات، آفریده یک رب النوع است و جهان در نظر آنان حامله بود نه زاییده و منبع حیات. همچنین مؤنث بود نه مذکر


پیکره های کوچک زیادی از رب النوعی برهنه در مکان های ماقبل تاریخی ایران پیدا شده که محققان را به این نتیجه می رساند انسانهای ماقبل تاریخ فلات ایران نیز دارای این گونه اعتقادات بوده اند. این رب النوع احتمالاً همسری نیز داشته که او هم رب النوع بوده و در آن واحد هم شوهر و هم فرزند او محسوب می شده است. بدون شک مبدأ ازدواج بین برادران و خواهران را می توان در همین مذهب ابتدایی جست وجو کرد. همچنین اساس ازدواج بین مادر و پسر را که کمتر سابقه دارد باید در همین آیین یافت. در میان بعضی از این ملل زن فرمانده سپاه بود. از جمله در میان طایفه گوتی که کوه نشینان ساکن دره کردستان بودند


از نظر مذهبی دنیای عیلامی ها پر از ارواح بوده است. آنها خدای بزرگی هم داشتند که آن را «سوشیناک» می نامیدند. ولی این خدا به پادشاهان و کاهنان اختصاص داشته است. عیلامی ها بعد از این خدا به شش الهه معتقد بودند و سپس به گروهی از ارواح عقیده داشتند. آنها مجسمه خدایان را می ساختند. بنابراین مذهبشان شرک و بت پرستی بوده است. وضع سیاسی آنها نیز بی شک مبتنی بر دسته بندی خانواده و شورای ریش سفیدان بود. اندیشه اعطای قدرت به یک رییس که بعدها تبدیل به شاه شد تا مدت ها در فلات ایران تحقق نیافت

 منابع : ایران از آغاز تا اسلام ، تالیف پرفسور رمان گریشم
تاریخ ایران نوشته حسن پیرنیا
www.020.ir